حکومت امام زمان (عج) در خطبه 138 نهج البلاغه

حکومت امام زمان

حکومت امام زمان

امام زمان (عج) در نهج البلاغه

«یَعْطِفُ الْهَوى عَلَى الْهُدَى، إذَا عَطَفُوا الْهُدَى عَلَى الْهَوَى، وَیَعْطِفُ الرَّأْیَ عَلَى الْقُرْآنِ إذَا عَطَفُوا الْقُرْآنَ عَلَى الرَّأْیِ… 

…حَتَّى تَقُومَ الْحَرْبُ بِکُمْ عَلَى سَاق، بَادِیاً نَوَاجِذُهَا، مْملُوءَةً أَخْلاَفُهَا، حُلْواً رَضَاعُهَا، عَلْقَماً عَاقِبَتُهَا. أَلاَ وَفِی غَد ـ وَسَیَأْتِی غَدٌ بِمَا لاَ تَعْرِفُونَ ـ یَأْخُذُ الْوَالِی مِنْ غَیْرِهَا عُمَّالَهَا عَلَى مَسَاوِىءِ أَعْمَالِهَا، وَتُخْرِجُ لَهُ الاَْرْضُ أَفَالِیذَ کَبِدِهَا، وَتُلْقِی إلَیْهِ سِلْماً مَقَالِیدَهَا، فَیُرِیکُمْ کَیْفَ عَدْلُ السِّیرَةِ، وَیُحْیِی مَیِّتَ الْکِتَابِ وَالسُّنَّةِ» (فرازهایی از خطبه 138 نهج البلاغه)

«او خواسته هاى دل را پيرو هدايت قرار مى دهد در زمانى که مردم هدايت را پيرو خواسته هاى دل قرار داده اند، و رأى و فکر خود را پيرو قرآن مى سازد در آن زمان که مردم قرآن را تابع فکر خود قرار مى دهند…

حکومت امام زمان (عج) در خطبه 138 نهج البلاغه

…(اين وضع همچنان ادامه مى يابد) تا جنگ، همچون حيوان خطرناک و خشمگينى، روى پاهاى خود بايستد، در حالى که دندانهايش آشکار باشد، پستانهايش پر از شير است و نوشيدنش شيرين، اما سرانجامش تلخ و ناگوار است! آگاه باشيد فردا (همان فردايى که حوادثى با خود مى آورد که شما نمى دانيد) کسى بر شما حکومت خواهد کرد که از غير آن طايفه (آتش افروزان جنگ هاى خونين و ظالمانه) است و او عمّال حکومت هاى ظالم پيشين را بر اعمال بدشان کيفر مى دهد، در آن زمان زمين گنج هاى درونش را بيرون مى ريزد و کليدهايش را تسليم وى مى کند، آن وقت او روش عدالت گسترى را به شما نشان مى دهد که چگونه است؟ و آنچه را از کتاب و سنت مرده است زنده مى کند»

این خطبه از حوادث آینده پیشگویى مى کند، و به سه حادثه مهم اشاره مى نماید که نخستین آن را غالب شارحان نهج البلاغه اشاره به حضرت مهدى(عج) مى دانند، زیرا مى فرماید: «او خواسته هاى دل را پیرو هدایت قرار مى دهد در زمانى که مردم هدایت را پیرو خواسته هاى دل قرار داده اند، و رأى و فکر را پیرو قرآن مى سازد در آن زمان که مردم قرآن را تابع فکر خود قرار مى دهند»

حکومت امام زمان (عج)

آیا این دو جمله داراى یک مفهوم و یک محتواست و در واقع تاکید یکدیگر است؟ یا این که جمله اوّل اشاره به هدایت هاى عقلانى و جمله دوّم ناظر به هدایت هاى قرآنى است؟

معنى دوّم صحیح تر به نظر مى رسد، یعنى در آن روز که مردم به خاطر هواپرستى، منطق عقل و هدایت هاى خردمندانه را به فراموشى سپرده اند، پرده هاى هواپرستى را کنار مى زند و هدایت هاى عقلانى را حاکم مى کند، و آن روز که توجیه گران براى رسیدن به خواسته هاى نادرست خویش قرآن را از طریق تفسیر به رأى، بر خواسته هاى خویش تطبیق مى کنند، او فرمان وحى را معیار سنجش و برنامه کار خویش قرار مى دهد و تفسیر به رأى و توجیه گرى را کنار مى زند.

اگر درست دقت کنیم ریشه همه بدبختى ها همین دو چیز است: حاکم کردن هواى نفس بر عقل و تطبیق خواسته هاى دل بر آیات قرآن از طریق تفسیر به رأى، و اگر این دو از میان برود جادّه براى رسیدن به حکومت عدل الهى هموار مى گردد.

تمام مسائلى که دامان مسلمین را از آغاز تاکنون گرفته بخاطر همین دو انحراف است و طریق اصلاح نیز اصلاح همین دو مى باشد و از آن جا که مبارزه با این دو انحراف به طور قاطع از برنامه هاى حضرت مهدى ارواحنا فداه مى باشد، شارحان نهج البلاغه معتقدند که ضمیر در عبارات بالا به حضرت مهدى(عج) باز مى گردد.

 بخش دوم از خطبه در واقع ادامه بخش پیشین است، و اشاره به حوادث سخت آخرالزمان مى کند که نخست جنگ هاى خونین و ویرانگر، جوامع بشرى را تحت شدیدترین فشارها قرار مى دهد و ظلم وجور همه جا را پر مى کند، سپس نماینده عدل الهى ظاهر مى گردد، به جنگها و ستیزها پایان مى بخشد، زمین را پر از عدل وداد مى کند، و وسایل رفاه و بهزیستى را فراهم مى سازد.

گویى جنگ، شیرهاى شیرین و در عین حال مسمومى در پستان دارد، که افراد هوسباز را به امید پیروزى سریع به سوى خود مى کشد، ولى عاقبت آنها را زمین گیر و متلاشى مى سازد.

سپس به ظهور حکومت الهى اشاره کرده، مى فرماید: «آگاه باشید! فردا (همان فردایى که حوادثى با خود مى آورد که شما نمى دانید) کسى بر شما حکومت خواهد کرد که از غیر آن طایفه (آتش افروزان جنگ هاى خونین و ظالمانه) است، و او عمّال حکومت هاى ظالم پیشین را بر اعمال بدشان کیفر مى دهد»

سپس به اوضاع رضایت بخش و پر خیر و برکتى که بعد از قیام او به وجود مى آید، اشاره کرده، مى فرماید: «در آن زمان، زمین گنج هاى درونش را بیرون مى ریزد و کلیدهایش را تسلیم وى مى کند، آن وقت او روش عدالت گسترى را به شما نشان مى دهد، که چگونه است و آنچه را از کتاب و سنت مرده است زنده مى کند»

از یکسو: در حکومت مهدى(عج) معادن گرانبهاى درون زمین به آسانى کشف مى شود.

واز سوى دیگر: کلید این منابع و یا کلید حکومت سرتاسر زمین در اختیار او قرار مى گیرد.

و از سوى سوّم: با برخوردارى از آن منابع غنى و این حکومت فراگیر، آیین عدالت را در سراسر زمین گسترش مى دهد.

و از سوى چهارم: تعلیمات و ارزش هاى فراموش شده قرآن و سنّت را احیا مى کند، و به این ترتیب مردم از نظر مادّى و معنوى در مسیر تکامل قرار مى گیرند، و آسوده خاطر در این راه پیش مى روند. در سایه حکومت امام زمان(عج) عقلها کامل مى شود وارزش هاى انسانى زنده مى گردد و انواع مواهب الهى در اختیار انسانها قرار مى گیرد و عوامل ظلم و ستم برچیده مى شود.

شبیه این تعبیرات در روایات مربوط به قیام حضرت مهدى(عج) به روشنى دیده مى شود، در یکجا از امام باقر(علیه السلام) نقل شده است که درباره حضرت مهدى(عج) مى فرماید: «گنج هاى درون زمین براى او آشکار مى شود و حکومت او شرق و غرب جهان را مى گیرد و آیین او بر همه آیین ها پیروز مى شود، هر چند مشرکان ناخوش داشته باشند و در آن زمان هیچ ویرانه اى بر صفحه زمین باقى نمى ماند مگر این که آباد مى شود»

حکومت امام زمان (عج)

*** نشریه فرهنگی مذهبی بیان ***

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*